X
تبلیغات
مونس های روحی ویدا

مونس های روحی ویدا

*زندگی آرزویی است که هر لحظه از اندیشه تو رد می شود*

اگر عقل امروزم را داشتم ؛کارهای دیروزم را نمی کردم

 

ولی اگر کارهای دیروزم را نمی کردم ؛ عقل امروزم را نداشتم

نوشته شده در 93/02/03ساعت توسط ویدا|

چرا ما سعی می کنیم به خاطر تفاوت هایمان دعوا کنیم ؟

 

 

در حالی که در حقیقت این تفاوت های ماست که زندگی رو جالب می کنه ؟

نوشته شده در 93/02/03ساعت توسط ویدا|

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم هستی و وقتی نیست ؛ چیزی توی زندگیت کم باشه .

دوست یعنی اون جمله ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشه .

 

 

دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی ؛ حتی توی وقت اضافه

دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای این که بدونی هر بار دلت می گیره ؛ یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه.

نوشته شده در 93/02/02ساعت توسط ویدا|

با لطف و یاری خداوند " کتاب مهربان مراقب "در روز مبارک مادر وارد بازار شد ، جنس این دلنوشته ها از حس زیبای عشقی زنانه مایه گرفته و من این تقارن روزها را بسیار نیکو می دانم

قلبا و صمیمانه آرزو دارم از مطالعه کتاب لذت ببرید تا بتوانیم به طریقی دیگر ، دستهامان را مهربانانه بفشاریم و دوباره بخاطر بیاوریم ، که بودنمان در زمین ، به همراه رسالتی فرخنده است 

 

عزیزانی که تمایل دارند بطور مستقیم و به "تعداد" کتاب رو از طریق وبلاگ دریافت کنن ، قیمت پشت جلد کتاب ؛ مبلغ 12 هزار تومن می باشد که به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۸۶۰۲۴۹۷۴۱ بانک ملی و به نام ویدا یحیی محمودی می توانید واریز کنید .

 شماره پیگیری فیش  و زمان ارسال رو برام کامنت کنید تا من هم به آدرسی که گذاشتید کتاب را ارسال کنم .

هزینه پست کتابها رامیهمان من هستید

در پناه خالق بهترینها ؛ شاد باشید ♥

نوشته شده در 93/02/02ساعت توسط ویدا|

 با حواسی حقیقی ؛ موجودیت مجازی تو را می فهمم .

اینجا فضای بازی و شادمانیست ؛ اگر تو بخواهی .

تکرارهای آسوده آگاهی ؛ همه ما را روح می بخشد .

 

 

آری ؛ در پشت یک سیستم بی روح نشسته ایم و انرژی وافری ؛ با نام مبارک زندگی ؛ لبریز می شود

سپاس

 

نوشته شده در 93/02/02ساعت توسط ویدا|

وقتی که تو می خواهی رویاهایت را زندگی کنی ؛ بسیاری از مردم ( شامل کسانی که تو را خیلی دوست دارند ) سعی می کنند تو را از حرکت بازدارند .

افراد ناامید می گویند: تو وقتت را تلف می کنی ؛ تو هرگز به نتیجه نمی رسی .

این بسیار مهم است که بفهمی که رفتن به راه خودت دستاوردهای افسانه ای دارد ؛ اما قطعا" راحت نیست .


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/02/02ساعت توسط ویدا|

رنج عظیم ؛ دگرگونی عظیم به همراه دارد .

 

نوشته شده در 93/02/01ساعت توسط ویدا|

مادر ؛ مرا بیاد شکوفه های صورتی رنگ می اندازد

و بوی بهار نارنج

شاید به میمنت روزهای بهاریست

نمی خواهم بگویم : چه ها کردی و خواهی کرد برایم .

اینبار مادرانه به تو می نگرم  ...

چون خود آن نیروی مبارک را کشف کردم .

تو باید عاشق باشی ِ زیزا که از همین جنسی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/02/01ساعت توسط ویدا|

شیشه هر چقدر که صاف باشد باز هم وجود دارد .

نمی توانی از آن عبور کنی .... یا شیشه می شکند یا سر تو

شیشه همان ذهن است .

تا هست به رهایی نمی رسی پس بی ذهن شو ...

نوشته شده در 93/01/30ساعت توسط ویدا|

البته که می تونی روی من حساب کنی ...

 

اما لطفا فراموش نکن ...

که منم روی تو حساب می کنم .

نوشته شده در 93/01/30ساعت توسط ویدا|

خواهان آنم که لبخندهایت با ضربان قلبت تکرار شود .

 

و هر آنچه به دل آرزویش داری به هر بهانه ای از آن تو باشد .

نوشته شده در 93/01/30ساعت توسط ویدا|

سپاس بر مهر نهفته در ثانیه های امروز .

روزی که پشت به پشت هم بر هویت زنانه عشق ؛ درود می فرستیم .

دعاگوی معجونی از لطافت و صبر .

اسطوره ای غریب .

مـــــــادر

زنی که با فروغ نگاهش ؛ گامهای کوچکمان ریتـــم گرفت .

سپاس گوی مادرانه بودنت ؛ امروز با گردنی افراشته ؛ در کنارت گام بر می دارم .

نوشته شده در 93/01/30ساعت توسط ویدا|

عنوان کتاب : نام شما

مقدمه : معرفی شما به دنیا

 

صفحات : گزارش روزانه تلاش ها ؛ لذت ها و یاس های شما

و بالاخره پایان ):

نوشته شده در 93/01/29ساعت توسط ویدا|

این بسیار مهم است که تو کار خودت را بکنی - آنچه که واقعا" تو را خوشحال می کند ؛ به بهترین شکلی که می توانی انجام بدهی .

مهم نیست چیزی که تو می سازی حتی یک گلوله برفی باشد .

 

 

تنها مهم آن است که تو احساس خوشی از آنچه که می کنی ِ داشته باشی .

نوشته شده در 93/01/29ساعت توسط ویدا|

وقتی که تو دانستی و یا تصور کردی که می دانی با زندگیت چه باید بکنی ؛ یک خیز تند به درون تاریکی بردار اگر که لازم هست این کار را بکنی

 

 

و سپس با شتاب بدو ؛ زمانی برای از دست دادن ؛ نداری .....

نوشته شده در 93/01/28ساعت توسط ویدا|

هیچوقت به خودت فشار نیاور که کار درست را انجام بدهی .

 برای اینکه تو همیشه جواب درست را در قلبت داری .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/01/28ساعت توسط ویدا|

به خداوند گفتم : خودت را بمن نشان بده

و این آن چیزی است که به دنبال آن اتفاق افتاد :

با نور آبستن شدم .

چشمانم هم طلوع بود و هم غروب

لک های صورتم از سیاره و ستاره بودنشان خبر دادند

و از گونه هایم پرتو افشاندند

هر یک از لبانم بوسه ای شد بر دیگری


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/01/28ساعت توسط ویدا|

تمام شعر امروز من ؛ آه می شود .

انکار نمی کنم ؛ یک عمر بغض گلویم ؛ تماما آب می شود .

روح و تنم ؛ دست به دست هم داده اند .

بی فرصت گزینشی ؛ مشغول کار می شوند.

 

 من می پرم چه پرشتاب از روی این لحظه ها

با هر دریغ گفتنی؛ تاج غرورم ؛ پر از خار می شود  .

 

تصویر از وب خودشناسی

نوشته شده در 93/01/27ساعت توسط ویدا|

نظر من اینه که اعتماد شاید دو کفه داشته باشه ولی قسمت وسیع اون مربوط میشه به خود من

اینکه دقیقا بدونم چه می خواهیم ؟

کجا هستیم و به کجا می خواهیم برویم ؟

و یکسری از خصوصیات اصلی اخلاق خودمون رو درک کنیم.

تمام اینها که گفتم در مورد خودمان نسبی است ِ چون آدمی و تغییر در کنار یکدیگرند.اونوقت چطوری می خوای در مورد فرد دیگه مطلق فکر کنی !


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/01/27ساعت توسط ویدا|

و بسیار بیش از آن

من آنم که هستم

آن که می خواهد عشق بورزد

چیزی که تاکنون هیچ کس آن را نداشته است

چیزی که تاکنون شناخته نشده است

چیزی که زندگی تاکنون آن را انجام نداده است

اما همچنان عشق بسیاری هست که باید یافت

فقط

با زیستن خداگونه بر روی زمین

نوشته شده در 93/01/26ساعت توسط ویدا|

همین که میوه ها برسند ؛ شکوفه ها ناپدید می شوند

 

همینطور زمانی که الوهیت در درون شما شکوفا شود ؛خود پایین تر ناپدید می شود .

نوشته شده در 93/01/26ساعت توسط ویدا|

حتی فکر دادن ؛ فکر خیر خواستن بایک دعای ساده....

 

 قدرت آن را دارد که روی دیگران تاثیر بگذارد

نوشته شده در 93/01/26ساعت توسط ویدا|

عزیزانم سلام

دوست دارم محیط فیس بوکم رو بهتون معرفی کنم .یه فضای راحت و صمیمی که قسمتهای کوتاهی از نوشته هام رو در اونجا براتون می نویسم .طبق معمول بعلاوه مطالب خوشایند دیگه .

 

 

 دلم می خواد مسیری شادمانه برای آگاه تر شدن رو ؛در کنار یکدیگر طی کنیم ...

 منتظر قدم سبزتون هستم . و اما آدرس ....

 آدرس :  Vida.mahmoodi

نوشته شده در 93/01/25ساعت توسط ویدا|

چایت را بنوش ...

نگران فردا نباش ...

از گندمزار من و تو ؛ مشتی کاه می ماند برای بادها .

نوشته شده در 93/01/25ساعت توسط ویدا|

روح آنچه را که ذهن نمی تواند تصورش را بکند ؛ درک می کند .


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/01/25ساعت توسط ویدا|

صبر ما را با چرخه طبیعت هماهنگ می کند .

 

صبوری در انتظار کشیدن بالاترین خرد است

خردی که دانه را می کارد و مهلت میدهد که درخت ثمر بدهد .

نوشته شده در 93/01/25ساعت توسط ویدا|

به دلایل متعدد ؛ ابتدا تو باور نداری آنچه را انتخاب می کنی به دست خواهی آورد .

 چون نمی دانی چه چیز را انتخاب کنی .

 چون مرتب در کشاکش هستی که چه چیزی از همه بهتر است .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 93/01/24ساعت توسط ویدا|

یه زن قوی که عمیق احساس می کند و استوار عشق می ورزد .

اشکهایش به فراوانی خنده هایش جاری می شوند .

 

یه زن قوی ؛ کسی است هم لطیف است هم محکم .

هم اهل عمل است هم معنویت.

یک زن قوی یک هدیه برای جهان است .

نوشته شده در 93/01/24ساعت توسط ویدا|

نوشته شده در 93/01/23ساعت توسط ویدا|

 نامم که شکل گرفت . زمین در حال نماز بود .

نامم نطفه شد !

چرخید و پیچید و رقصید .

 و من در ابهام خون آلوده زندگی ؛ صورت بستم .

نقشی که دوستش دارم .

تنم ؛ خاکی و سرگردان ؛ مبان عشق و بودن و زبری هایش ؛ مفاهیم را تجربه می کرد .

 

 و نگاهم لحظه ای از آفتاب ؛ چشم برنداشت .

بازشناختم ؛ نامم را و هم شکلش شدم .

 انرژی بی پایان هستی در کنار یک نیستی مطلق !

مشغول گشایش راز بودن و نبودن  ؛ آنهم در قامت آدمیزاد  .

که در ابتدا فقط یک کلمه بود .
نوشته شده در 93/01/23ساعت توسط ویدا|


آخرين مطالب
» تحول درون
» چرا ؟
» دوست یعنی ...
» مهربان مراقب آماده است که میهمان قلبهایتان شود ♥♥♥
» شادمانی در دنیای مجازی ♥
» زندگی کردن رویاها...
» رنج و دگرگونی
» مادر ♥
» بی ذهن شو ..
» حساب کردن

Design By : RoozGozar.com