تاريخ : 93/09/03 | | نويسنده : ویدا
وقتی جریان الکتریسته از سیمی عبور می کند ؛ فورا" در اطراف سیم میدان مغناطیس ایجاد می کند.

جالب اینجاست که وقتی میدان مغناطیسی با سیم برق دیگری تلاقی پیدا می کند ؛ در سیم دیگر نیر جریان برق تولید می شود بدون آن که نیازی باشد دو سیم یکدیگر را لمس کنند .

به همین صورت هر وقت شما به موضوعی فکر می کنید ؛ جریانی الکتریکی در سیستم اعصاب خود به وجود می آورید . این جریان میدان مغناطیسی به وجود می آورد و از طریق القایش ؛ جریان الکتریکی در سیستم اعصاب دیگران به وجود می آورد .

 

حالا متوجه شدید چرا خنده مسری است ؟

یک قدم جلوتر می رویم .... هر چه انرژی شما بیش تر باشد میدان های مغناطیسی که ایجاد می کنید قدرتمندتر است و دیگران علامت شما را قوی تر دریافت خواهند کرد .

افراد با جذابیت بالا ناآگاهانه از این قانون فیزیکی استفاده می کنند .


تاريخ : 93/09/02 | | نويسنده : ویدا
آفرینش ها ؛ آینه ما هستند .

وقتی حال ما خوب نیست  ؛ آنها هم خوب نیستند .

وقتی ما برای آن ها وقت نداریم ؛ آن ها هم برای ما وقت ندارند .

 

وقتی ما خسته ایم ؛ آن هم خسته اند و وقتی بیش از حد به آنها می پردازیم غباز را از روی بال هایشان می تکانند .

رابطه ای ظریف و قوی است بین احساس ما و آنچه که از آفرینش در اطرافمان حضور دارد .


تاريخ : 93/09/01 | | نويسنده : ویدا
ما می تونیم از نیروی الهی بخواهیم از طریق ما کار کنه .

ما می تونیم قابلیت تسهیل کارمون را درخواست کنیم .

ما می تونیم تلاش کنیم تا با آنچه خلق می کنیم ؛ خدمت کنیم .

و با این کیفیت خدمت ؛ به درجه گمنامی بی منیتی نایل می آییم .

ما وقتی به کسی خدمت می کنیم این حس رو داریم . و بطور ذاتی این نوع خدمت ما رو راضی می کنه و در واقع به چیزی بزرگتر از نفس خودمون خدمت می کنیم.

انگار بیاد می آریم که خالق بزرگی هست که می تونه ما رو همچون کودکی در آغوش بگیره . اون شگفت انگیزه و منتظره تا با ما دوست بشه .

خدایا کمکم کن تا تعلیم پذیرتر باشم . کمکم کن تا گشوده تر باشم . کمکم کن تا در هر چهره ای ؛ چهره تو را و در هر دستی دست تو را ببینم .

خشنودی یک کودک را از این دنیایی که ساختی به من ببخش .

کمکم کن تا بدانم که می توانم با تو کار و بازی کنم تا دنیا را باز هم زیباتر بسازیم .

حسی از قدرت و شکوه خودت را بمن ببخش . دلی پرمحبت بمن بخش تا عظمت تو را در هر کجا بشناسم .

بگذار نیــــــاتم را بخشی از یک کل بزرگتر بسازم.

آمین


تاريخ : 93/08/30 | | نويسنده : ویدا
سلام

چند هفته پیش خبری درخصوص ارجاع مقاله دکتر شهرام گیلانی نیا توسط کمیسیون اقتصادی سازمان ملل ؛ از طریق همین وب برای عزیزانم منتشر کردم.

موضوع مقاله درخصوص" مدیریت حکمرانی خوب "هست .تو این پست می خوام  درباره اهم مطالب مقاله صحبت می کنم .

حرف اصلی نویسنده اینه که برای اداره یک شهر علاوه بر دانش ؛ خردمندی و بصیرت لازمه

 

و اما راهکارها :

1- استقرار سیستمهای ارتباطی و اطلاعاتی یکپارچه  ICT  : سیستم سازمانها باید تماما بشکل الکترونیکی باشه که یه مدیر برای بررسی کارهاش وقتی پشت سیستم نشسته اشراف به کل کار داشته باشه

2- حفظ ارتباط مداوم با کارکنان بازنشسته سازمان از طریق سیستمهای ارتباطی آموزش داده شده به آنها .( تشکیل خانواده الکترونیکی ) : درواقع از دانش و خرد نیروهای باتجربه نهایت استفاده بشه

3-دسترسی مدیران کشور به دانش و تجربه ذخیره شده در تمام سازمانها و بانک های اطلاعاتی و این یافته ها و راه حل ها دایما" به روز بشن.

امید می ره که پیش از همه ؛ سیاستهای کشور خودمون در این جهت حرکت کنه

شادمان و پربرکت باشید


تاريخ : 93/08/30 | | نويسنده : ویدا

درون من جایی است که تنــــهایی در آن زنــــــدگی می کنم .

 

 

عشق آن شراب مقدسی است که خدایان از قلب خود می گیرند به قلب انسانها می ریزند .


تاريخ : 93/08/29 | | نويسنده : ویدا
وقتی اشخاص بتوانند به درستی جسم را آن طور که هست ببینند می فهمند که جسم آنها به طور کامل سیال است ؛ مانند رودخانه ای جاری است و به سرعت برق آسمان تغییر شکل می دهد .

الگوی قدیمی که جسم را مجسمه ای منجمد در زمان و مکان می داند ؛ باید به دست فراموشی سپرده شود . زیرا این الگو ما را در بیماری ؛ در پیری و در جهل نگاه می دارد .

 

 

ذهنیات ما روی یک پرده سه بعدی به نام جسم منعکس می گردد .

این دانش عظیم تر از آن است که علم پزشکی بتواند در یک چشم به هم زدن به آن پاسخ دهد . باید با آن زندگی کرد تا به درکش نایل آمد .


تاريخ : 93/08/28 | | نويسنده : ویدا

همراه خود نسیم صبا می برد مرا
یارب چو بوی گل به کجا می برد مرا...؟


 

با بال شوق، ذره به خورشید می رسد

پرواز دل به سوی خدا می برد مرا

گفتم که بوی عشق که را می برد ز خویش؟

مستانه گفت دل: که مرا... می برد مرا...


تاريخ : 93/08/27 | | نويسنده : ویدا
 نیت کنید : نیت خودتان را بر" خوشحالی بی دلیل "بگذارید و آگاهانه زندگی کنید .

 توجه : به حرکات و رفتارتان دقت کنید .....با توجه مداوم به" توسعه ی عادات" خوشحالی ادامه دهید .

بدون اضطراب : حالت آرامش و راحتی خیالی که می خواهید ؛ از قبل در درونتان وجود دارد . آرامش داشته باشید ؛ رها کنید و به آنچه آشکار نشده است ؛ اعتماد کنید .  

 

 

این فرایند شبیه به کاشتن گل است :

شما آن را می کارید ( نیت ) به آن آب و کود می دهید ( توجه) بعد راحت می نشینید ( بدون اضطراب ) با علم به اینکه بالاخره شکوفه های آن را خواهید دید .


تاريخ : 93/08/26 | | نويسنده : ویدا
بــﺎﺭ ﺧــــــﺪﺍﻳـﺎ ...ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻢ، ﺑﻪ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺁﻓﺮﻳﺪﯼ !

ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻧﺖ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﻢ . 

ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﻳﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻡ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺎﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﻭ ﮔﺎﻫﯽﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻴﺮﺩ، 

ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﮥ ﻫﻤﻴﺸﮥ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ .

http://ahange-del.persianblog.ir/

پرورﺩﮔﺎﺭﺍ ... ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ازﮐﺴﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑر ﺳﺮﻡ ﻣﻨﺖ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ . 

آﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ، ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻨﯽ ... 

ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ ﺍﺕ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ 

وﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﺑﺮﮐﺖ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﺍ برایﺧﻮﺩﻡ، ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﯼ ...

ﺁﻣﯿـــــــــــﻦ


 هنگامی که معشوق خود را یافته اید از موهبت عشق برخوردارید، چرا که کسی را دارید تا زندگی را با او بپیمائید و روزها و شب های خود و نیز خوشی ها و سختی ها و مسئولیت های خود را با او تقسیم کنید.

 هنگامی که شما خود را پنهان کرده اید، او در جست و جوی شماست. آغوش او که پناهگاه و ماٴمن همیشگی شماست. او همان بهشت گمشده ی شما و یار بهشتی شما بر روی زمین است.

 اما عشق چیست؟ معشوق کیست؟ 

 آیا بودن با کسی یا ازدواج با او همان عاشق بودن است ؟  

  معشوق واقعی کسی است که در حرکتی هدفمند، مستمر و همیشگی از صمیمیت شرکت جوید.

عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را متعلق به خود نداند و همواره به یاد داشته باشد که معشوق به امانت از جانب کائنات و جهان هستی نزد او سپرده شده است. چنان چه به خوبی از او مراقبت و حمایت نکند، او را از دست خواهد داد.

هنگامی که فراموش می کنید معشوق تان هدیه ای است از جانب خدا، دیگر عاشق نیستید. هنگامی که یکدیگر را گرامی نمی دارید، عشق را از یاد برده اید.

 چنان چه می خواهید عاشق باشید و عاشق نیز بمانید نیازمند لحظه های نــــــــاب هستید. 

لحظه های ناب لحظه هایی هستند که توجه خود را تمام و کمال به معشوق و عشقی که میان شما جریان دارد معطوف کرده اید و با تمامی وجود در لحظه ی اکنون و آن چه در آن اتفاق می افتد حضور دارید و آزادانه ارتباط قلبی برقرار کرده اید و به احساسات خود اجازه می دهید تا آزادانه جریان یابند. 

 چنان چه خواهان آن هستید که احساس عشق کنید باید هم شما و هم معشوق، نخست عشق به خویشــــــتن را از درون خود احساس کنید.

 تنها در این وقت است که عشق به یکدیگر را نیز در درون خود تجربه می کنید.


تاريخ : 93/08/25 | | نويسنده : ویدا
 اگر واقعا مایل هستید زندگی خارق العاده ای داشته باشید بهتر است یاد بگیرید پـــــول را دوست داشته باشید .

 یادبگیرید حضور آن را در زندگی عـــــادی و طبیــــعی تلقی کنید . این باور که پول همیشه برای شماست و هر موقع نیاز داشته باشید ؛ در دسترس شماست ؛ در خود پرورش دهید .

ثروتمند بودن به معنی راضی و خشنود بودن است .  

تا زمانی که پیوسته به فکر پول هستید از آن انتقاد می کنید ؛ آن را نگاه می دارید ؛ از آن حمایت می کنید ؛ به کسانی که پول زیاد دارند ؛ حسادت می ورزید . پول ارباب شما خواهد بود . 

اگر پیوسته پول را در ذهن و خاطر داشته باشید ؛ پول ارباب و شما برده پول خواهید بود .  

اما اگر بپذیرید که پول فقط وسیله ای است برای استــــفاده کردن ؛ پس قدرت خود را در مقابل شما از دســــت می دهد . 

چه احساسی نسبت به پول دارید ؟ 

چه باوری نسبت به ثروت دارید ؟ 

ادامه دهید ... همه ترس هایی که در رابطه با پول دارید بیرون بریزد . این ها منبع همه ی ترس های مالی شماست . و لذا راه رسیدن به رفاه اقتصادی که لازمه موفقیت است ؛ سد می کند .  

ادامه دهید ... بنویسید . این تمرین از همه جهت لازم و ضروری است .  

می دانید میلیونرها چه می گویند ؟  

میگویند : جــــز بهتـــــرین ها چیز دیگری را نــــمی خواهم . بقیه را فــــــراموش کنید .


تاريخ : 93/08/24 | | نويسنده : ویدا


تاريخ : 93/08/24 | | نويسنده : ویدا

سلام امروز که از خواب بیدار شدید چه درخواستی داشتید ؟ 

هیچ چیز !!! 

خوب اگر درخواستی نکردید ؛ شب هم که به رختخواب می روید هیچ چیزی دریافت نخواهید کرد ؛ هیچ چیز !!! 

این قانون ساده و در عین حال بسیار مهم است .   

چنان چه دقیقا" چیزی را درخواست نکنید ؛ چیزی هم دریافت نخواهید کرد .  

لازم است بیاموزید " همواره چگونه چیزی از زندگی بخواهید و چگونه ابعاد درخواست هایتان را افزایش دهید و آن ها بزرگ و بزرگ تر سازید "


تاريخ : 93/08/23 | | نويسنده : ویدا

اگر می خواهید خدا به شما بخندد ؛ مرتب نقــــشه بکشید .


تاريخ : 93/08/22 | | نويسنده : ویدا
زندگی ؛ شبیه به یک خواب آرام می شود و رویدادهایش , رویـــــاهــــــای تو .

رویا یکی پس از دیگری می آید و می رود ؛ تو غرق در آن هستی .

چشمانت مخمور است ...

مخمور از رخدادهای عشق .

سرنوشت را زیبا می سازی ؛ تا عشق به بزرگی تو سرفرود آورد .

آری این احساسی است که در واقعیت نمی گنجد !!!

نگاه تو ؛ نفس تو ؛ صدای تو لبریز از عشق است .

عشقی بی قید و شرط

جام لبریزت هر لحظه مشغول پر کردن ظرفی است و اینها رد پـــــاهایی ست که محکم بر ساحـــل می گذاری ؛ تا هم آغـــوش با آبــــی بیـــکران شوی .

نوشداروی تلخ و شیرین را چشیده ای و کامــت ؛ رنگیــــن از این طعم هاست .

اینک زمیـــن در آغـــوش تـــوست .

برگرفته از "کتاب مهربان مراقب "


تاريخ : 93/08/21 | | نويسنده : ویدا
وقتی زندگی سخت می شه و همه چی گیج و سردرگمت می کنه ... 

اینا نشونه هاییه از طرف من .  

دارم روی شونه هات می زنم و می خوام یه چیز مهم رو یوایشکی بهت بگم : 

اینکه یه چیزی رو تو زندگیت اشتباه متوجه شدی .


تاريخ : 93/08/20 | | نويسنده : ویدا
سریع ترین راه برای از بین بردن یک باور و جایگزین کردن باور دیگر به جای آن ؛ این است که جمله ای را بسازیم و مرتب تکرار کنیم  . 

یعنی استفاده از عبارات تاکیدی و قدرت کلمات  !!!

مثلا این جمله : هر روز احساس بهتری می کنم . 

تکرار یک فکر به شما کمک می کند ؛ باورهای مثبت و جدید جایگزین باورهای قدیمی که ریشه در آموزش و پرورش ؛ خانواده و اطرافیان شما دارد ؛ شود . 

حقیقت اینجاست که کلمات را خیلی راحتتر از فکر و عملکرد میشه تغییر داد !!!  

mmy.jpg

ما با کلام درست به خودمون تلقین درست می کنیم و به دنبالش زندگی درست تری خواهیم داشت . 

قسمتی از فیلم برباد رفته برام خیلی جالبه. اسکارلت اوهارا تمامی دارو ندار و حتی خانواده اش رو از دست می ده و با خودش این جمله را تکرار می کنه ( فردا بهش فکر می کنم )   

با این کار یه جای شکسته شدن به خودش یه فرصتی می ده ؛ در اون فرصت کوتاه هم دوباره پا می گیره تا آستین بالا بزنه و زندگیش رو بسازه ...


تاريخ : 93/08/19 | | نويسنده : ویدا

تا زمانیکه در وجودت نغمه سرایی نکنی و زندگیت رقص نشود ...

تا زمانیکه هستی را جشن نگیری، ممکن نیست خدا را بشناسی....

زیرا خـــــدا اوج آواز و ترانه، اوج رقص و پایکوبی و اوج جشن زنـــــدگی است.

خدا از آن کسانی است که اهل عشق و خنده اند.

هستی یک بــــازی بزرگ است. آنرا جدی نــــگیر. آنرا با ترانه ای در قلبت بپذیر و شادمانه از آن سپاسگزاری کن.

با گامهای سبک و با خنده ای در درون قلبت در دنیا پیش برو تا ناگهان در کنار همه هستی, الـــــهــــی شوی.


تاريخ : 93/08/18 | | نويسنده : ویدا
می خوای بدونی چی واقعا" زیباس ؟

اعتماد بنفس

چی واقعا" تو رو قدرتمند می کنه ؟

پشتکار

چی جذابت می کنه ؟

نیاز نداشتن به دیگران

حالا اگه اونا تو رو نمی بینن ؛ واقعا" براشون متاسفم .

فکر می کنی تصادفیه که این شکلی هستی ؟

فکر می کنی قدت ؛ رنگ چشمات یا صدات تصادفی این طوری ان ؟

فکر می کنی نگاهت به زندگی ؛ شعور و حس طنزت تصادفی این طوری شده ؟

نه ...

تو این طوری هستی ؛ چون فقط این طوری می تونی یه تغییر بزرگ تو زندگیـــت و این دنیــــا ایجاد کنی .

جالبه که داری همین کار رو هم می کنی !


تاريخ : 93/08/18 | | نويسنده : ویدا
خدا به جز کمـــال نیافریده ؛ بنابراین زنــــدگی کامل است . همان گونه که خــــدا کامل است . 

تنها چالش پیش روی ما دیــــدن این کمال است . اما اگر درک عمیقی درباره دیدن کمال پیدا نکنیم ؛ آن هم می تواند به یکی دیگر از شعارهای عصر جدید تبدیل شود .   

ندیدن کمال در زندگی خودمان یا دیگران فقط به این دلیل است که نمی بینیم روح ما رو به سوی چــــه مقــــصدی دارد .

روح در پی آفریــــدن و تجـــربه کردن آن کسی ست که در" حقیـــقت "هست .