n i g h t - n a m a


Profile
designer



93/05/02 | |

تجربه زمینی بودن رو انتخاب کردیم ؛ خواستیم نماینده خداوند روی زمین باشیم .

چه افتخار شکوهمندی

و خدا از طریق ما مشغول تجربه شد . تجربه خاکی بودن . هم ذات شدن با آب و باد و خاک و آتش

فقط چهار عنصر .

یک زمین زندگی بکر و انرژی و روحی باشکوه ؛ حاکم بر آن .

با خود می اندیشم : آیارفتارهای زمینی ام ؛ زندگی انسانیم و جاده های متنوعی که در آنها گام برمی دارم ؛ شایسته این حضور مبارک و الهی است ؟

چقدر از ظرفیت نورانی ام را خرج زمین کرده ام ؟

و آن روز که فقط فرصت نظاره کردنِ روزهایی که بر من گذشت را دارم ؛ می توانم سرفراز و شادمان ؛ لبخندی راضی بر لب داشته باشم ؟



93/05/01 | |
گام به گام و جسورانه مسیرها را طی کردم .

تا انتهای امروز، به امتداد این جاده می بالم . راههایی بدون خاتمه ...

افتخارم این است که آزمون شده راهم .

این رسالتی است برای یک زن .

 

298.jpg

 

و چه خشنودم که جاده حمایتم می کند .

تا لحظه بودن قدم برمی دارم . قدمهایی گاه پرانرژی و گاه خسته .

مهم رفتن است و نماندن .



93/04/31 | |

قراره به آرزوهات برسی ...

به همین دلیل ، رو زمینی

پیش برو و تلاش کن ...

 

 

هرگز فکر نکن دیر شده و چیزی رو که می خوای فراموش نکن .



93/04/30 | |

هرگز به چيزهاي منفي اهميت ندهيد.

 اگر شمعي روشن كنيد، ظلمت به خودي خود ناپديد مي شود.

سعي نكنيد با ظلمت بجنگيد كه اصلا امكانپذير نيست؛ زيرا ظلمت اساسا وجود ندارد.

 چگونه مي توان با چيزي كه وجود ندارد، ‌جنگيد؟‌ 

 


ادامه

93/04/30 | |
از دست رفتن برخی چیزها با اون که شاید خیلی دردآور باشه اما در روزمرگی‌هامون و غفلت‌هامون دیگه مورد توجه واقع نمی شه. این طور وقت‌هاست که انگار هنر و هنرمند رسالت دارن تا بیان و ما رو از روزمرگی دربیارن.

زندگی و مرگ ده هزار شاخه گل، انگار ضربه‌ای به آدم می زنه. نهیبی سنگین. یک آن به نیستی به مرگ به فنا فکر می‌کنی و ناچار از روزمرگی‌ بیرون به درون خودت برمی‌گردی .

 نشریه الکترونیکی روزانه


ادامه

93/04/29 | |
انرژی ما در طول زندگی محدوده  .

زندگی هم کوتاست ... یه فرصتی هست که خیلی زود تموم میشه مثل  دوران کودکی که پشت سر گذاشتیم و دیگه هیچ وقت به اون زمان برنمی گردیم .

پس باید یادبگیریم برای این زمان و فرصتی که داریم برنامه ریزی کنیم .

می خواهیم چطور آدمی باشیم ؟

چه کارهایی دوست داریم در فرصت عمرمون انجام بدیم ؟

آیا دوست داریم روحیه خشن و مبارزه جو  داشته باشیم  ؛ یا مهربانی و لطافت رو ترجیه می دیم ؟

دوست داریم معلم باشیم و یا راه آموز ؟

دوست دارید ثروتمند باشید و در آسایش زندگی کنید یا می خواهید فقر رو تجربه کنید ؟

آیا دلتون می خواد عشق رو تجربه کنید ؟

می خواهید روزهای عمرتون رو با شادمانی بگذرونیم و یا با غم و غصه ؟

 

1157441_685336094810949_397538357_n.jpg

 


ادامه

93/04/28 | |

صدا تبدیل به موسیقی می شود .

حرکت تبدیل به رقص .

لبخند تبدیل به خنده می شود .

ذهن تبدیل به مراقبه .

و زندگی تبدیل می شود به جشن .

 

1377868811_1.jpg



93/04/26 | |

تمام آدمهایی که اندامی متناسب و جسمی سالم دارند ، باورشون اینه که هیچ خوراکی خوشمزه تر از*احساس خوش اندامی و سلامتی *نیست .

اونها دنبال غذاهای مقوی و مفید هستند .

در حقیقت تا وقتی سیر نشدن ، دست از خوردن می کشن و به صورت نمادین به خودشون ثابت می کنن که حاکم بر زندگی شون هستن .

اعلب ما با خوردن غذا علاوه بر رسوندن موارد لازم به بدن به دنبال دریافت یه  "حس خوب و لذت بخش "هستیم ، اگه بتونیم سیستم ذهنی و احساسی خودمون رو تنطیم کنیم در واقع از دریافت به انداره و درست غذاهای سالم لدت می بریم ، با جسممون هم ارتباط برقرار می کنیم که با زبان گویای خودش ما  را به رعایت یه  رژیم غدایی خوب و سالم دعوت  می کنه .

چند تا دستورالعمل کوچک و ظریف رو که در خوردن  رعایت کنیم کلی در شادابی و سلامت جسم ما موثره

 


ادامه

93/04/24 | |

عشق شکلی از انرژی هست که در تمام ذرات خلقت وجود داره . میشه گفت نیروی پیونده .

اغلب تصور می کنیم که دیدن معشوق ما رو عاشق کرده در حالی که این نیروی زیبای خفته از بدو تولد به شکل یک حضور زیبا در وجودمون بوده

در طول سالها با کمک یکسری معیارهای ذهنی و احساسی  بر این انرژی زیبا مدام لگام می زنیم و یا برعکس افسار گریخته به اون اجازه تاخت و تاز می دیم و تمام اینها میشه تجربیات ذهنی عشق .

ولی در اون لحظه حیاتی که پازل روح ما برای تکمیل نیمه گمشده احساسی خودش جرقه مهر رو می زنه ، بنظرم انفجار بزرگ رخ میده تمام حواس زمینی درگیر می شن و تو رو می کشونن بسمت بالا . بسمت احساسات لطیفتر و خدایی که انتظارت رو می کشن

 

85120648138036532965.jpg


ادامه

93/04/23 | |

فرصت زندگی دوباره !

فکر کنید در نقطه شروع ایستادید و می تونید دوباره زندگی رو آغاز کنید ...

آیا پاتون رو همون جاهایی که تا حالا گذاشتین می گذاشتین ؟

آیا بازم از دیالوگهای تکراری این روزهاتون استفاده می کردین ؟

چه تغییراتی در زندگی فعلی خودتون می دادید ؟

 

269.jpg



93/04/21 | |

روزی که از این دنیا تشریف بردیم . تنها کاری که می تونیم برای همدیگه انجام بدیم اینه که برای شادی روح  همدیگه دعا کنیم .

اونوقت باید تا حالا فهمیده باشیم که بقول ارسطو : خوشبختی معنا و هدف زندگی و تمامی مقصود و پایان هستی بشر است .

افرادی که عمیقا  احساس خوشبختی می کنن ؛ " بی هیچ دلیلی " خوشحالن

این خوشحالی راستین است -حالت فیزیولوژیکی اعصاب از آرامش و راحتی که داره ؛ وابستگی به شرایط بیرونی زندگی نداره .

توجه : در حالت خوشحالی بی دلبل می تونید هر احساسی داشته باشید مثل ناراحتی ؛ رنجش ؛ ترس ؛  ولی با این حال این احساسات را زیر پوششی از آسایش و راحتی حس  می کنید

 



93/04/20 | |

199.png

این توانایی رو دارید که بدون مرز از خودتون بگذرید ؟
آیا ارزشش رو داره ؟
بعضی از آدمها بدون مرزن ؛ در کنارشون می شه شبیه به خود عشق شد.... بدون مرز و تا انتهای کائنات پیش رفت
و سپاس بخاطر عشقی که در ذرات حیات جاریست



93/04/19 | |
سلام بر دردانه آفرینش

سلام بر تو  و سلام بر روشنی درونت

سلام بر خلقت شکوهمندی که گردن زلال فرشته گان ؛ مقابلش خم شد .

نهایت پاکی بر استثنای وجودت کرنش می کند ؛ چون تو یگانه ای

 

293.jpg

 و یگانگی تو در استقرار تضادهایی در درونت ؛ با نام مبارک انسان است .

سفید و سیاه ؛ زشت و زیبا ؛ هر چه که باشی ؛تو بهترینی .

 فقط کافیست باور کنی .

باور کنی وجود نازنینت را و بهترینهای درونت را به جهان عرضه کنی .

چقدر خودت را ؛ انسان را ؛ باور داری ؟

و تا به کجا بر این استثنا افتخار می کنی ؟

نامت مبارک

 



93/04/17 | |

این دفعه با زبانی خودمونی تر شروع می کنیم ....

289.jpg

قبلا در قسمت نظرات ؛ روی مفاهیم یه مقداری گفتگو می کردیم . برنامه ام اینطوریه که موضوع مورد بحثمون رو مدت زمان بیشتری در پست اول قرار بدم . دوستای عزیزم دست به قلم میشن و با همفکری همدیگه بحث رو کامل تر کنیم .

وقتی می نویسم بیشتر خودمون رو می فهمیم و من اطمینان دارم گاهی حتی اجبار به این کار و عادت به نوشتن می تونه الگوهای مفیدی رو در آگاهی ما جایگزین کنه .

از اونجایی که عادت دارم پست ها رو کوتاه بگذارم . فقط توضیح مختصر و اساسی رو در صفحه اصلی قرار می دم و بقیه مطالب شبیه به یه تالار گفتمان در قسمت نظرات کامل میشه .

منتظر نظرات و پیشنهادات شما برای کاملتر شدن این بازی گروهی هستم



93/04/17 | |
و اما اولین موضوعی که انتخاب کردم و دوستش دارم :

من موج می شوم و تو موج سوار ...... بازی شروع میشه ......

 

 

یاد یه داستان بودایی افتادم که زاهدی به مریدش می گفت آرامش سنگ رو می خوای یا آرامش برگی رو که در روی آب حرکت می کنه ؟

مرید خواست مثل سنگی کف آب ؛ محکم و استوار بمونه و زاهد خواست مثل برگی روی آب شناور باشه و با امواج رود آرام و مطمئن ؛ یه زندگی قشنگ رو تجربه کنه .

شما چی دوست دارید ؟

چقدر با اطمینان می تونید خودتون رو به دست کائنات و به دست نیروی برتر سرنوشت بسپارید ؟

اگه برنامه ریزی های زندگی تون مطابق با خواست دلتون نباشه ؛ چه حالی میشن ؟

آیا انعطاف پذیری لازم رو دارید که در سختترین تنگناهای زندگی بگین : راضیم به رضای خدا

 امیدوارم  بتونیم با کمک همدیگه این مفهوم رو  قشنگتر درک کنم 

 



93/04/16 | |
297.jpg

93/04/06 | |
سلام

چند ساله  از طریق وبلاگ مونس های روحی  ویدا؛ دوستای خوبی برای هم شدیم . دردها و شادی هامون رو به اشتراک گذاشتیم . برای بهتر شدن لحظه های زندگیمون تلاش کردیم . بی تعارف ؛جنس نابی از آگاهی رو در کنار هم مزه کردیم .

من امروز به اینجا رسیدم : راستش کلام برام تکراری شده .

 

درسته همیشه می گم این تکرارِ تکراری  رو زندگی می کنم تا ببینم خواست خداوند چیه ؟

ولی باید فاصله رو هم باور کرد . حتی نمی دونم لحظه دوباره ای برای تازه شدن وجود داره یا نه .

ولی فعلا" قصد رفتن دارم .

در پناه خدا و با بهترین آرزوها برای همه ما



93/04/02 | |



93/04/02 | |
هر موضوع تازه ای را ؛ نخست یک سرگرمی دیگر می دانیم .

 اندک اندک این تازگی از ذات هوشیار ما می گذرد و سپس به فراموشی سپرده می شود .


ادامه

93/04/02 | |

به چه مهر ورزیدن مشکل بنیادی انسان است .



93/04/02 | |

حتی هنگامی که به چیزی مشکوک هستیم ، قلب ما تردید ندارد .

حتی هنگامی که به زندگی می گوییم : نه ، آنچه جهان می شنود : بله است .

نه تنها می تواند توسط انسانها شنیده شود . خداوند همواره آن را بله می شنود .



93/04/01 | |
گاه می پندارم لازمست روحم قوی تر باشد ؛ آنگونه که حضورم لحظه هایت را نوازش کند

آرام جانت باشم .

قلبت را می فشردم و تو می گفتی : باز هم

دوست داشتم دردهایت را بر تن می کردم .

 

می دانم مهربانتر از من مراقبت هست و تمام روشنایی ها را تقدیمت می کند

اینها را برای دل خودم می خواستم . قلبم سخن گو شده است .



93/04/01 | |
تنها قاعده ای که باید به خاطر بسپاریداین است که حقیقی و صادق باشید.

مهربان باشید؛ اگر می خواهید از دیگران مهربانی ببینید احترام بگذارید تا احترام ببینید .

 


ادامه

93/03/31 | |
از قدیم گفته اند کوه ؛ کوه را می جوید . آب گودال را .

 ما آنچه را که خود دوست داریم ؛ یا دوست نداریم در دیگران می بینیم .

و اما تمرین : می خواهیم این سایه ها را پیدا کنیم :

به مدت یک هفته هر چه درباره دیگران پیشداوری می کنید ؛ مورد مشاهده قرار دهید . هرگاه از کسی می رنجید ، آن ویژگی که در او شما را ناراحت می کند ؛ بنویسید .

نظر خود را در مورد نزدیکان ؛ افراد خانواده و همکاران - بنویسید این فهرست نخستین گام در راه کشف جنبه های پنهان شماست .

 


ادامه

93/03/30 | |
وقتی شاد هستید اتفاقات خوبی برای شما می افتد .

به طور کلی افراد پیرامون شما به طرز اعجاب انگیزی تحریک می شوند تا پاسخ مثبتی بدهند و از بودن با شما احساس شادی کنند .


ادامه

93/03/30 | |
عاشق آن تکه از زمینم ؛که آسمان را وسعت می بخشد .

بالهای گشوده مرغابی ؛ در نرمی ابر .

چرخش قاصدک با بار آرزوهایش .

راهی شدن درخت  ؛ تا انتهای نور .

و آسمانی که  ؛ ایمن و مطمئن ؛ پذیرای زمین شده است .



93/03/30 | |
دولتمردان بزرگ از قدرت نخیل ؛ برای ایجاد تصاویر و عقایدی استفاده می کنند که انسانهای معمولی جرات تصویر آنرا ندارند .

شارل دوگل ؛ رئیس جمهور سالهای پیش فرانسه چنین شخصیتی بود که با پیوند تخیل به واقعیت ؛ کشورش را به عظمت و جلال رساند .



93/03/29 | |
درختی بود وسط یک بیابان دور که هزاران سال خشک و بی بَر بود ...نمیدانست که چیست؟! ...

از وقتی یادش می امد همینجور خشک و بی حاصل و تنها بود ...

تو دلش داشت میگفت چرا هزار ساله من همین شکل هستم قصه هایی که در مورد دیگر درخت ها میگن واقعیت داره؟ ...

 


ادامه

93/03/28 | |

 

 

 

 

 

 

منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد , در پرنده شدن خویش بکوش

تشکر از وب تو نوری از خدایی



93/03/28 | |

در دستهای آسمانی ات پناه می گیرم .

رویای این تن ؛ دوباره مرا بهم می چسباند .

این مزه گس زندگی ؛ عجیب مرا قوی کرده است .

شیرینی اش ؛ تبرکیست از آسمانها .

 

Naghmehsara (548)

ایرادی ندارد می توانم این گسی گاه تند را ؛ بردبار باشم .

تو شیره اش را بچش . پس سپاس گوی .

تقدیم به بنده عشق عزیزم ♥