آرام و بسیار سخت می گذرد !

 مادران ما در تولد فیزیکی ما درد می کشند و ما خود از دردهای رشد معنوی مان !



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۹ | | نویسنده : ویدا |
زندگی در این دنیای خاکی کوتاه و خلاصه است . زمان می گذرد و شرایط تغییر می کند . شما حق انتخاب دارید ؛ می توانید به خواسته ها ؛ رویاها و هدفهایتان تحقق بخشید . 

از خود بپرسید از این تجربه چه می توانم بیاموزم ؟ 

هر آینه احساس کردید که شرایطتان ارزشی دارد . بدانید که دارید رشد می کنید . 

رشد و تعالی شما به این بستگی دارد که از درسهایی که آموخته اید , چگونه استفاده کنید .  

نتیجه مقاوت دربرابر درسها , این است که آنقدر آن درس تکرار شود تا آن را بیاموزید  .  

وقتی درس را آموختید به سهولت به دیگران منتقل می شود و شما به سراغ درسهای دشوارتر و در ضمن جالبتر بعدی می روید . 

خودتان را دوست بدارید . به انتخابهایتان اعتماد کنید . همه چیز امکان پذیر است .



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۶ | | نویسنده : ویدا |

قلبت را آرام کن .

یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت .

نگاه کن به اطرافت .

به خوشبختى هایت .

به کسانی که میدانی دوستت دارند .

به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند .

و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت .

گاهی یک جای دنج انتخاب کن .

گاهی یک جای شلوغ .

آرامش را در هر دو پیدا کن .

هم در کنار شلوغی آدم ها ؛ هم در کنار پنجره ای چوبی و تنها .

دلمشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن .

باران را بی چتر بشناس .

خوشحالی را فریاد بزن .

و بدان که تو بهترینی❤



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۴ | | نویسنده : ویدا |

 وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم,یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری میکردم و ساعت های زیادی را آنجا در تنهایی میگذراندم.

شبی بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشم هایم را بستم.شب خیلی قشنگی بود.در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد,عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را بر هم زده بود دعوا کنم ولی دیدم قایق خالی است.کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خودم را به او نشان دهم.

 چطور میتوانستم خشم خودم را تخلیه کنم ؟ 

هیچ کاری نمیشد کرد. دوباره نشستم و چشم هایم را بستم,عصبانی بودم....در سکوت شب کمی فکر کردم,قایق خالی برای من درسی شد....  

از آن به بعد,اگر کسی باعث عصبانیت من شود,پیش خودم میگویم :"این قایق هم خالی است "

 نکته : 

در واقع آن کس که شما را عصبانی میکند,شما را فتح کرده.اگر به خود اجازه میدهید از دست کسی خشمگین باشید و بخش عمده ای از عاطفه و ذهن تان را به او اختصاص دهید,در واقع به او اجازه تصاحب این بخش های وجودتان را داده اید.

>>در پناه مهربانترین



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۲ | | نویسنده : ویدا |
شخصیتی  که دوست دارید باشید ؛ هرکاری که دوست دارید انجام دهید و هر چه را که می خواهید مالکش شوید ؛ همه از عشق سرچشمه می گیرند .

 

درباره اخبار خوب روز و آنچه که مورد علاقه تان است صحبت کنید . به این ترتیب آنچه که دوست دارید ؛ به زندگی تان وارد می شود . 

انسان هایی که زندگی خوب و سعادتمندانه ای دارند ؛ بیشتر در مورد آنچه دوست دارند می اندیشند و سخن می گویند . نه آنچه که دوست ندارند .



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۲ | | نویسنده : ویدا |
بد نیست دفتر یادداشتی داشته باشید و وقایع مهم روزانه را در آن ثبت کنید...

این نشان میدهد که شما چقدر رشد و پیشرفت کرده اید .

اگر زندگی انسان ؛ ارزش ادامه دادن داشته باشد ؛ ارزش ثبت کردن نیز دارد .

آیا این روش موثره ؟

قطعا" موثره ...

طرح یه روز خوب و یه محیط ایده آل رو دز ذهنتون بریزید.

شعور نیمه آگاه خود را طوری برنامه ریزی کنید که زندگی ایده آلتون رو بوجود بیاره ... هر روز آن رو در خیالات خودتون تجدید کنید .

ضرب المثلی هست که می گه : اگه رویا و خیال نباشه ؛ مردم هلاک میشن

برای هر یک از ما ؛ در هر زمان ,امکاناتی موجود است تا زندگی خود را بهتر کنیم .

برای رسیدن به سرکش ترین آرزوهای خود ؛ باید از همین امروز قدمهایی بردارید تا در جاده موفقیت بیفتید .



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۱ | | نویسنده : ویدا |
به خودت اعتماد کن ؛ چرا که خرد درون توست .

به همدیگر اعتماد کنید ؛ چرا که همه ما یکی هستیم .

به زندگی اعتماد کن ؛ چرا که تو را شگفت زده ؛ شاد و حفظ خواهد کرد .

 

به خدا اعتماد کن ؛ چرا که خداوند بطور کامل تو را دوست دارد و در همه روزهای زتدگی ات تو را دوست خواهد داشت .

و هرگاه کارت در اینجا به انجام برسد ؛ تو را به خانه فرا خواهد خواهد .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۸ | | نویسنده : ویدا |
برای رفع فشارهای عصبی دو قدم باید برداشت :

قدم اول اینکه برای مسایل جـــــزیی خود را ناراحت نکنید .

قدم دوم اینکه بدانید همه مسایل جـــــزیی هستند.

 

برای رسیدن به زندگی بهتر ؛ باید حتی از نقاط ضعف و ناتوانی های خود استفاده کنیم و هر رفتار غیر مولدی را در چهار چوبی مناسب و موثر قرار دهیم .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۷ | | نویسنده : ویدا |

نمی توان آنرا بهبود بخشید..



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۶ | | نویسنده : ویدا |
همین جا بمانید . ذهن تان را مشغول نکنید و آزادش بگذارید . تارهای دل تان را آماده کنید که بر آن بنوازم . من برای تان خیلی حرف دارم ... 

عیسی گفت : مبارک باشد برای آن هایی که روح شان پاک و آسوده است . مبارک باد بر کسانی که رنج را به یاد می آورند و در حین رنج ؛ امید و شادی دارند . 

مبارک باد بر کسانی که دلشان پاکیزه شده است ؛ زیرا به خداوند نزدیک اند . 

شما نوری هستید که هستی را روشن می کند . این نور را دریغ نکنید . بگذارید بر زمین بتابد و بر کسانی که برای رسیدن به ساحت خداوند در تلاشند . 

شما نمک روی زمین هستید . اگر این نمک از طعم بیفتد ؛ خوراک دل های مردم ؛ بی مزه خواهد بود . 

کاشکی به خداوند هر آنچه که از ازل از آن او بوده ؛ بدهید . 

کاشکی پایین تر از عرش و این فضای لایتناهی ؛ میان بازوان خداوند بیندیشید ...   

این سخنان عیسی بود . وقتی ساکت شد ؛ گفتم : دلم می خواست که در همین لحظه دست به دعا بردارم ؛ اما زبانم سنگین شده است . به من یاد بده که چطور دعا بخوانم ؟ 

عیسی گفت : وقتی می خواهی دعا بخوانی اجازه بده که اشتیاقت کلمات را به تو دیکته کند . اشتیاق من ؛ در این لحظه دارد به من می گوید این گونه دعا کنم : 

ای خدای جهان ؛ خدای زمین و آسمان ؛ ای که نام هایت مقدس است . 

بگذار مشیت تو درباره ی ما همان گونه باشد که همیشه بوده . 

 به ما از نان خود به اندازه امروزمان عطا کن .  

با رحمت خود ما را بیامرز , به ما قدرت بده که یکدیگر را عفو کنیم . 

ما را به راه راست خود هدایت کن . 

در تاریکی ها دست ما را بگیر.  

هستی از آن توست ؛ قدرت از آن توست و با تو به مقصد میرسیم .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۵ | | نویسنده : ویدا |

 



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۴ | | نویسنده : ویدا |
عشق ؛ ماده ی اولیه ی آوازها و آرزوها ...

موثرترین شیوه برای انرژی دادن به ذهن در سطح جهان هستی است .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۳ | | نویسنده : ویدا |
من باید همه چیز را در درونم ببینم و در این راه هیچ چیز را پس نزنم .

من باید همیشه به یاد داشته باشم که سطحی نباشم .به همه چیز اطراف خود ؛ عمیق بنگرم .

برای اینکه یک گل فقط گل نیست - بلکه آمیزه ای از باران ؛ رنگین کمان ؛ ابرها ؛ زمین و عظمت فضاست .

پس باید به خودم هم ؛ همینطور بنگرم .

بدینگونه است که خانه ای از نور می سازم ...

 

گوش کردن به این صدا ؛ آن هم فقط برای یک لحظه ؛ یعنی تجربه عشق !

گوش سپردن برای همیشه به این صدا ؛ به معنی سپری کردن همه عمر در پرتو عشق است .پس آنچه در پای معشوق خود قرار می دهیم یک گنجینه است ؛ گنجینه ای از آنچه واقعا هستیم .

این احساس برای مردمی است که یاد گرفته اند از طریق قلب خود زندگی کنند ؛انسانهایی صداقت دارند .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۲ | | نویسنده : ویدا |
عاشقم.....  

اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ، 

 تو کجا ؟ 

 کوچه کجا ؟  

پنجره ی باز کجا ؟  

من کجا ؟  

عشق کجا؟  

طاقتِ آغاز کجا ؟ 

 تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی......  

گُنه از کیست ؟ 

 از آن پنجره ی باز ؟  

از آن لحظه ی آغاز ؟ 

 از آن لحظه ی دیدار ؟   

 کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب ، تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم ...  

به همه مهر بورزيد به خدا مهر قشنگ است  

دست هر رهگذري را بفشاريد به گرمي . بوسه هم حس قشنگي است ؛لحظه حادثه بوسه قشنگ است . 

 پر پروانه ببوسيد .پر پروانه قشنگ است . 

نسترن را بشناسيد ياس را لمس كنيد به خدا لاله قشنگ است . 

همه جا مست بخنديد همه جا عشق بورزيد . سينه با عشق قشنگ است . 

بشناسيد خدا را  ؛هر کجا یاد خدا هست سقف آن خانه قشنگ است ...



تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۰ | | نویسنده : ویدا |
عمیق ترین ترس ما از آن نیست که ناتوانیم ؛ بلکه از آن است که بیش از حد توانمندیم . 

این تاریکی ما نیست که ما را بیش از همه می ترساند ؛ بلکه روشنایی ماست . 

ما از خود می پرسیم : مگر من که هستم که باهوش ؛ جذاب ؛ با استعداد و فوق العاده باشم ؟ 

درواقع شما که هستید که چنین نباشید ؟ 

شما فرزند خداوند هستید . خود را حقیر شمردن کمکی به جهان نمی کند . 

شما به دنیا آمده اید تا شکوه و جلال خداوندی را که درون شماست ؛ متجلی نمایید . شکوه و جلال فقط در برخی از ما نیست ؛ بلکه در وجود همه است .  

ما در دوران نوینی زندگی می کنیم . زمان گشوده شدن ؛ التیام یافتن و رشد فرا رسیده است . برای غلبه بر ترس باید با روبه رو شویم و عشق را جایگزین آن کنیم . 

آنگاه می توانیم ترس را نیز پذیرا شویم و در آغوش بگیریم و پس از این دربرگرفتن است که می توانیم انتخاب کنیم تا دیگر نترسیم .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۹ | | نویسنده : ویدا |
برای تمام راه های نرفته 

 برای تمام بیراهه های رفته 

 ببخش ، بگذار احساست قدری هــــوایی بخورد ...

 گاهی بدترین اتفاق ها ، هــدیه زمانه و روزگارند !

 تنها کافیست خودمــان باشیم .

 که خود را برای تمامی این بی راهه رفتنمان ببخشیم

 و به خودمان بیـــاییم .

 

تا خدا تمامی درهایی که به خیال باطلمان بسته ایم ،به رویمان باز کند .

 خطاهایت را بشنـــاس ، آنها را پـــذیرا باش و تنها بین خودت و خدایت نگهشان دار .

 تا دست خـــدا هست ، تنها مهربانیش بی انتهاست ...

 تا می گویی خدایا ببخش ...

 به دورت می گردد و می بوستت و می گوید : جانم چه کرده ای مگر؟

 دیگر تو را چه نیاز به آدمها ؟

تنها خودت باش و زیبــا بمان و بگذار با دیدنت هر رهگذر ناامیدی لبخندی بزند .

 رو به آسمان و زیر لب بگوید :  هنوز هم می شود از نــــو شروع کرد .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۸ | | نویسنده : ویدا |
آب ؛ روان و انعطاف پذیر است و برای همین پیچ و تاب می خورد و تغییر مسیر می دهد و در زیر چیزی یا رو یا دور آن جاری می شود .  

آب ؛ در طول مسیرش خیلی راحت جهتش را عوض می کند و بر موانع غلبه می کند . 

با جریان هستی شنا کن . 

با جریان هستی همسفر شو  

چون می دانــــــد به کجـــــا بــــــــرود .   

97070651435708188272.jpg

دنبال کردن جریان هستی ؛ روشی از زندگی است که ما را زنده نگه می دارد ؛ راهنمایی مان می کند و به شادی و آگاهی بی حد و مرز می رساند . 

از هر چیز گذشته ؛ یادمان باشد که زندگی مال ماست و باید آن را با خوشی و به طور تمام و کمال بگذرانیم .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۴ | | نویسنده : ویدا |
ممکنه در فصلی از زندگیمون ؛ ناخواسته از انجام کارها باز بمونیم و توان انجام آن را نداشته باشیم .  

وقتی این اتفاق می افته ؛ افکارمون بسیار ساده از محدوده اصلی خودش خارج میشه . 

یکی از راههایی که مجددا" میشه به تعادل رسید : شناسایی افکار " افراطی " و نحوه ی مقابله با اونهاست . 

شما چگونه می تونید این افکار را شناسایی کنید ؟  

کلماتی از قبیل : هیچ وقت ؛ اصلا ؛ ابدا" ؛ هرگز ... 

که حالت تحکمی و مطلق دارن ؛ افراطی بودن اون فکر و یا احساس رو نشون می دن . 

وقتی تفکر افراطی رخنه کرد ؛ پاورچین ؛ پاورچین وارد زندگی شما میشه و عامل از دست رفتن بسیاری از فرصت ها و لحظه های مهم با خانواده و عزیزان شماست . 

به نظر شما ما چقدر از امور پراهمیت را به تاخیر می اندازیم ؛ فقط به این دلیل که آنها را بیش از اندازه در ذهنمان بزرگ کرده ایم ؟  

تصویر از وب خودشناسی



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۳ | | نویسنده : ویدا |
برکه ای که پینگ تو اون زندگی می کرد ؛ کم آب شده و قورباغه قصه ما به دنبال یه برکه تازه است .... 

همه ما می دونیم برای اینکه زمین گیر نشیم و زندگی با عزتی داشته باشیم به دو چیز احتیاج داریم : 

اول اینکه با تمام وجود بخواهیم که زندگی بهتری داشته باشیم  

دوم اینکه اراده و میل داشتن به این زندگی بهتر رو , در تک تک روزهای زندگیمون حفظ کنیم . 

وقتی هم که می خواهیم بسمت تازه ها بریم ؛ ترس می آد سراغمون  

" شجاعت ؛ نداشتن ترس نیست ؛ شجاعت یعنی اینکه با وجود داشتن ترس ؛ دست به عمل بزنیم "  

پینگ با پرش های بلند راهی شد در واقع می دونست که تا خودش شروع نکنه , رویاهاش واقعی نمیشه . 

و" پشتکار" فرق بین کسی هست که اراده قوی داره با کسی که همیشه صحبت از ناتوانی هاش می کنه .  

حالا درمسیری که داری می ری , اگه مانعی نباشه ؛ آن راه به هیچ کجا ختم میشه !!!! 

و قورباغه داستان ما بین شاخه های درخت های سر به فلک کشیده گیر کرد ... دنیای شکست و بدبیاری ؛ دنیای نامهربان و بی عاطفه . وای عجب دنیای خرد کننده ای !!! 

صدای جغد در گوش پینگ چرخید : کسی که هنوز راه را نمی شناسد ؛ آن را پیدا نمی کند . 

پینگ با حالت دفاعی گفت : ولی راه من بسته است . درختها نمی گذارند بیایم بالا  

جغد گفت : درخت هایی که تو را آن پایین نگه داشته اند ؛ همان درخت هایی هستند که من را این بالا نگه داشته اند . مگر یکی نیستند ؟ 

جغد گفت : تو اصلا راه را نمی بینی . منظورم از راه جاده نیست ؛ بلکه چشم انداز روح است ؛ که هستی با نفس خودش آن را پر می کند . این چشم انداز هم در درون توست و هم در بیرون تو . چشمت را بروی آن باز کن . 

آن وقت هستی به جای اینکه پایین نگهت دارد ؛ همیشه تو را بالا می برد . هر کاری غیر از این فقط یک تلاش بیهوده است .



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۲ | | نویسنده : ویدا |

فقط پنــــــدار تـــوست .... 

این جــــهان ؛ ساخته پنــــــدار تـــوست . 

از یــــــاد بـــــرده ای ؟!!!



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۱ | | نویسنده : ویدا |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس